محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
162
تفسير قرآن صفى على شاه
نى پرستند اهل غفلت در پسند * جز زنانى را كه غير فاعلند ظاهر اين باشد كه بتها را عيان * ميتراشيدند بر شكل زنان هست اشارت نزد معنى سوى نفس * مادهگى ختم است چون در خوى نفس منفعل باشد نه فاعل ز اقتضا * ميپرستندش بجان اهل هوا مشرك حق ميپرستد نفس خويش * طاعت شيطان كند در دين و كيش بلكه جز حق هر چه باشد ممكن است * بهر هر ممكن تأثر بين است نيست فاعل بلكه باشد منفعل * فاعل اندر ذات باشد مستقل هم بنپرستند جز ديو مريد * بتپرستان كه به بت دارند اميد لعنت حق بهر او باشد مدام * همچنين لعن عباد از خاص و عام گفت شيطان چون ز درگه گشت رد * از عبادت من بگيرم بىعدد بهرهء مفروض كز بهر نشان * گشته بعث النار شرحش در بيان ميكنم گمراهشان از راه دين * سازم اندر آرزوهاشان رهين مينمايم امرشان پس تا برند * گوشهاى چارپايان از گزند مينمايم امرشان پس تا كنند * خلقت حق را مبدل در پسند دارم اعنى بازشان بر آن سنن * كه بود غير از رضاى ذو المنن ز ارتكاب آن فعال بد همى * مسخ گردند از نشان آدمى وانكه شيطان را بگيرد دوست او * دون حق ماند بخسرانى فرو يعنى امر او نمايد اختيار * بر خلاف امر و نهى كردگار مىكند حاصل زيانى را كه آن * هست روشن بل زيان اندر زيان ميدهد شيطان بر ايشان وعدها * و افكند در آرزوها بر خطا وعدهء شيطان نباشد جز غرور * و اندر آن نفعى مگر فقد و قصور آن گروهى كه خورند از وى فريب * نيست ايشان را بجز دوزخ نصيب هم نباشد هيچ ايشان را پناه * تا گريزند اندر آن زان جايگاه وانكه مؤمن گشت و اعمالش نكوست * فعل نيكش در جزا راجع به اوست زودشان بدهيم در جنت مقام * جاودان مانند در دار السلم جويهاى جارى از شير و عسل * علم و اخلاقست و عرفان و عمل راست باشد وعدهء حق بيسؤال * كيست از حق راستگوتر در مقال [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 123 تا 131 ] لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ وَ لا أَمانِيِّ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ وَ لا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً ( 123 ) وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ نَقِيراً ( 124 ) وَ مَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلاً ( 125 ) وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطاً ( 126 ) وَ يَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّساءِ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَ ما يُتْلى عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ فِي يَتامَى النِّساءِ اللاَّتِي لا تُؤْتُونَهُنَّ ما كُتِبَ لَهُنَّ وَ تَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدانِ وَ أَنْ تَقُومُوا لِلْيَتامى بِالْقِسْطِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِهِ عَلِيماً ( 127 ) وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً ( 128 ) وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ وَ إِنْ تُصْلِحُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً ( 129 ) وَ إِنْ يَتَفَرَّقا يُغْنِ اللَّهُ كُلاًّ مِنْ سَعَتِهِ وَ كانَ اللَّهُ واسِعاً حَكِيماً ( 130 ) وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ لَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ إِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ وَ إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ غَنِيًّا حَمِيداً ( 131 ) نيست بآرزوهاى شما و نه آرزوهاى اهل كتاب كسى كه مىكند بدى جزا داده مىشود به آن و نمىيابد از برايش از غير خدا دوستى و نه يارىكننده ( 123 ) و كسى كه بكند كارهاى خوب از نر يا ماده و او مؤمن باشد پس آنها داخل ميشوند بهشت را و ستم كرده نميشوند مقدار نقيرى ( 124 ) و كيست بهتر در دين از آنكه خالص گردانيد وجهش را از براى خدا و او نيكوكار است و پيروى كرد دين ابراهيم را حقّگراى و گرفت خدا ابراهيم را دوست ( 125 ) و مر خدا راست آنچه در آسمانهاست و آنچه در زمين است و باشد خدا به همه چيز فرا رسنده ( 126 ) و فتوى ميپرسند از تو در زنان بگوى خداى فتوى ميدهد شما را در آنها و آنچه خوانده مىشود بر شما در كتاب در و آنكه كارگذارى كنيد مر آن يتيمان را به عدالت و آنچه ميكنيد از خوبى پس بدرستى كه خدا باشد به آن دانا ( 127 ) و اگر زنى گمان برد از شوهرش سرباز زدنى يا روى گردانيدنى پس نيست گناهى بر آن دو تا كه اصلاح كنند ميان خود بصلحى و صلح بهتر است و حاضر گردانيده شده نفسها را بخل و اگر نيكى كنيد و بپرهيزيد پس بدرستى كه خدا باشد به آنچه ميكنيد آگاه ( 128 ) و هرگز نتوانيد كه عدالت كنيد ميان زنان و اگر چه بسيار خواسته باشيد پس ميل نكنيد تمام ميل پس واگذاريد او را چون محبوس و اگر